حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

696

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

تا اين كار را نگذرانم ، نمىروم . اين ولايات را هم به شاهزادهء اعظم سالار الدوله دادند كه در غياب شاه در تهران نباشد : كردستان ، همدان ، ملاير ، تويسركان ، گروس ، خوانسار و گلپايگان . چون به توسط جناب شيخ الاسلام ، نصر السلطنه را از حكومت اردبيل و مشكين معاف كردند و امير توپخانه از سهم قشونى خود استعفا داد ، او را هم مىخواهند به اردبيل و مشكين بفرستند . انتظار ورود وليعهد را دارند . موكب مسعود هم تا 22 صفر از طريق خراسان به فرنگ تشريف مىبرند . كار آذربايجان از حيث نان شهر سخت است . املاك حاجى امين را مشكل است بدهند ، زيرا الان سالى كلى مداخل دارد . آنهائى كه به شما گفته‌اند ، شعور ندارند . يك‌شنبه 7 ربيع الاخر 1323 قمرى « 18 » هو فرزند مكرم عصر روز دوشنبه و موقع حركت چاپار است . از ادارهء پستخانه هم رسما خبر داده‌اند كه تا دو ساعت به غروب مانده ، بيشتر چاپار معطل نمىشود . فرط پريشانى حواس ، طورى مرا غافل كرده است كه كاغذ شما را كه بايد نوشته شود فراموش كرده‌ام . حالا به خاطرم آمده است كه چندان وقتى براى طول تحرير ندارم و تراكم تحرير مجال نوشتن كاغذ به خط خودم را هم نمىگذارد . البته تفصيل اغتشاش خاك روسيه و سرايت به قفقاز را شنيده‌ايد كه كار به نخجوان و كشتار زياد از ارمنى و مسلمان در آنجا كشيده . دو روز است كه همهمه در سرحد جلفا درگرفته و سلماس و اروميه خيلى محل ملاحظه و مخاطره شده ؛ در خود شهر تبريز هم جسته‌جسته مردم رجالهء گرسنه ، قيل و قال دارند . با نداشتن استعداد و نبودن قشون و مسافرت شاه و غيبت موكب مسعود والاحضرت اقدس روحى فداه و فغان مردم آذربايجان و اختلاف متشرعه و شيخى و عداوت ارمنى و مسلمان ، يك نفر من در اين مملكت چه حالت دارم . اهميت اين كار به جائى رسيده كه برحسب ظاهر به عنوان حكومت گرگر « 19 » و جلفاى ايران و در معنى و باطن به جهت جلوگيرى از فساد ، هر طورى بود مجد الملك را مجبور به رفتن سرحد كردم ؛ امروز على الطليعه روانه شد . بارى ، خدا خير كند . اين بهانه‌جوئى روس‌ها و اين اغتشاش مملكت ، در اين موقع مرا از خواب و خوراك باز داشته . فارغ شما كه در اين هنگامه نيستند . تلگراف مفصل مشروح شما كه در جواب گفته بوديد ، شب جمعه پنجم به من رسيد ؛ در صورتى كه دو روز بود موكب مسعود همايون از آستارا حركت كرده و تلگرافى هم از آغچه‌پل كه ابتداى خط راه‌آهن روس است ، به من رسيده بود و قرار هم داده‌اند كه به ملاحظهء اغتشاش روسيه ، بندگان اعليحضرت در هيچ نقطه از خاك روسيه پياده نشوند و يكسربه‌سرحد آلمان بروند . در اين صورت ، موقع مخابره تلگراف

--> ( 18 ) - از اين نامه به بعد ، تمامى نامه‌ها از تبريز و از طريق بوشهر به شوشتر ارسال گشته‌اند . ( 19 ) - گرگر نام ده از دهستان علمدار گرگر بخش جلفاى شهرستان مرند .